خرید بک لینک

امشب در تنهایی ام مهربانی ات را می پاشم روی شعرم

دوباره جاری شو و بنویس مرا

میدانم که این اولین شعرم هست برای تو

و میدانی که چقدر صمیمیت ما کمرنگ شده

اما چقدر بی صدا جاری هستی در اتاقمان

در راه پله ها

و در پشت بامی که باز است رو به باران

به راستی مهربان من

ما کی به هم رسید ه ایم و کی اینقدرها از هم دور شده ایم ؟؟!

اینقدر که من شاعرم و تو عاشق

بدون هیچ شعری و هیچ عشقی

و حالا

من ِ بیرحم چقدر ظالمانه شکستنت را به نظاره نشسته ام

مرگـــــــــ برمن

مرگــــــــــــ بر من

در حالی که هنوز

دور هستم از تو

و در حالی که هنوز میشنوم صدای روحت را از تمام این خانه

و مهربانی ات را میبینم که جاری است در شعرم

نوشته شده در جمعه ۱۳۹۳/۰۲/۱۹ساعت ۱۰:۲۶ ب.ظ&nbsp توسط مینا فرهمند |

برچسب: نویسنده: آدرین فرهادی تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 12:16

صفحه بندی